را بررسي كند كه در اطراف كليساهاي جامع يا دانشگاهها، يا مستقلاً در نقاط مختلف فرانسه پديد آمدند. بسياري از آنها چيزي جز مهمانخانههايي نبودند كه در آن دانشجويان تحت سرپرستي يك استاد يا مدير نگهداري ميشدند؛ در برخي ديگر برخي اعمال ديني صورت ميگرفت يا درسهايي داده ميشد. غير از صومعهها، كه براساس قوانين و مقررات فرقهٴ خودشان اداره ميشدند، اقسام موٴسسات ديني و خيريه وجود داشت، برخي از آنها بهنوع معيني از دانشجويان اختصاص داشت، كه مثلاً اهل يك ناحيه، يا از يك طبقه بودند، و امثال آن.
آنچه دربارهٴ فرانسه گفتم، درمورد كشورهاي اروپايي ديگر هم صادق است، ولي در اين كتاب كه به تاريخ علم اختصاص دارد، روا نيست بيشاز اين درمورد آموزش و پرورش بهتفصيل بحث شود.
مدارس ابتدايي
موضوع كالجها، كه موٴسسات آموزشي دانشگاهي بودند، طبعاً به بررسي مدارس ديگري ميانجامد كه با آموزش ابتدايي يا مقدماتي سروكار داشتند. ترسيم خط فاصلي ميان كالج و مدرسهٴ ابتدايي بسيار دشوار است. در بسياري كالجها آموزش دقيقاً جنبهٴ مقدماتي داشت و در برخي ديگر بالاتر بود. ولي در بسياري موارد آموزش ابتدايي در كليساي بخش و زير نظر يك كشيش، يا مدير مدرسهاي انجام ميگرفت كه از سوي كشيش يا شوراي شهر تعيين ميشد. اين مدرسههاي كليسايي كمابيش رسمي بودند و اين بستگي به خصوصيات كشيش و علاقهٴ او به آموزش داشت. ممكن است در بسياري موارد امتحاني انجام نميگرفت يا نمرهاي داده نميشد.
وجود و كاركرد اين مدرسهها به طرق مختلف اثبات شده است؛ مثلاً در زندگينامهٴ فضلاي سدههاي ميانه اغلب ذكر شده كه آنان پيش از رفتن به كالج در فلان و بهمان جا تحصيل كردند. گاه پيش از رفتن به دانشگاه در چندين جا درس ميخواندند. احتمالاً مهمترين مدارس ابتدايي متعلق به فرقههاي رهباني بود، كه در وهلهٴ اول براي اعضاي خودشان و كودكان نذري1 داير شده بود.
براي بخشهاي ب.يهود و ج. اسلام، نك بررسي كلي در فصل اول، بخش چهارم، ب و ج.
خاور دور
كانازاوا ـ بونكو
كانازاوا ـ بونكو كتابخانهٴ معروفي است كه دراصل آنرا هوجو سانِتوكي (1225 ـ 1275) در